تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
مقدمهء تحقيق 13
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
--> و نوشتههاى خود يا از اين دروس اظهار بىاطلاعى كرده و يا فقط بخشى از آن را متذكر شدهاند و در پارهاى موارد نيز تدريس برخى از مباحث يا كتب را از سوى ايشان انكار نمودهاند ؛ به عنوان مثال آيت الله جعفر سبحانى كه يكى از شاگردان قديمى حضرت امام قدس سره در فقه و اصول مىباشند ، پيرامون دروس فلسفى و عرفانى امام چنين مىگويند : در تاريخ معاصر نبايد به نقلهاى غير مستند كسانى كه شاهد عينى نبودهاند اكتفا كرد . مثلًا در يكى از مصاحبهها آمده بود كه امام همهء اسفار را تدريس كرده است . در حالى كه اين طور نيست و امام تا بحث علت و معلول تدريس كردند . . . . معاد را هم يك بار براى افراد زبدهاى تدريس كردند و ما را هم خبر نكردند . . . . هر كس گفته كه ايشان درس عرفان گفته ايشان را نشناخته است . امام عرفان را براى هر كسى تدريس نمىكرد . فقط مقدمات فصوص را براى عدهء محدودى تدريس كرد . . . . در بعضى از نوشتهها ديدم كه گفتهاند : امام تمهيد القواعد يا مصباح الانس تدريس مىكرد ، از آن زمانى كه ما با ايشان بوديم چنين درسهايى نداشتند ، اگر هم داشتند خيلى قبل بوده . فكر نمىكنم كه چنين تدريسى كرده باشند . ( پژوهشنامهء متين ، شمارهء 7 ، ص 249 - 255 ) همچنين استاد سيد جلال الدين آشتيانى در پاسخ به اين سؤال كه آيا شما در درس عرفان امام هم حاضر مىشديد ، گفتهاند : نشنيدم كه ايشان درس عرفان داشته باشند ، آثار عرفانى امام هم تأليف است و حاصل تدريس نيست ، آن وقتها اصلًا نمىشد كسى عرفان درس بدهد . ( پژوهشنامهء متين ، شمارهء 2 ، ص 258 - 259 ) . البته ايشان خود در مقدمهاى كه بر شرح مقدمهء قيصرى نوشتهاند دربارهء دروس فلسفى و عرفانى حضرت امام چنين آوردهاند : امام خمينى - جعلني اللَّه عن كلّ مكروه فداه - در حكمت متعاليه به روش صدر الحكماء و العرفاء آخوند ملّا صدرا ، استاد مسلّم و در حقيقت و بدون مجامله بايد گفت كه آن جناب خاتم حكما و عرفا در عصر ما مىباشند ، امام قبل از دوران طلبگى حقير در قم « شرح فصوص » تدريس مىكردند و در زمانى كه نگارندهء اين سطور در قم تحصيل مىكردم ، معظم له « شرح منظومه » براى جمعى از افاضل زمان تدريس مىفرمودند و مدتها به تدريس اسفار اشتغال داشتند ( مقدمهء چاپ دوم شرح مقدمهء قيصرى بر فصوص الحكم ، ص 34 ) يكى ديگر از شاگردان حضرت امام در فلسفه ، آيت اللَّه سيد عزّ الدين زنجانى است كه ايشان نيز ضمن آنكه بر تدريس يك دوره از اسفار توسط امام تأكيد مىكنند و خود نيز در درس اسفار تا پايان جلد اول حضور داشتهاند ، ليكن از دروس عرفانى ايشان اظهار بىاطلاعى نمودهاند . آنچه كه به صورت نمونه آورديم ناشى از آن است كه حضرت امام از حدود سال 1328 ش ، به دلايلى كه از حوصلهء اين مقال خارج است ، آن چنان از تدريس فلسفه و عرفان فاصله گرفتند و به صورت يك فقيه و اصولى تمام عيار وارد صحنه گرديدند كه ديگر سابقهء بيست و چند سالهء تدريس